X
تبلیغات

گرفتار

   

پنجره دیگر 
نشسته به تماشای کوچه بی عبور 

اخم کرده ؛
لب ورچیده 
بی طاقت ز نسیم عطرآگینی 

گل یاس رو به رو 
دهان بسته در سکوت نشسته 
در انتظار آمدنت ؛
تو بیا تا پنجره ها شاد شوند


تا بیایی ،پنجره میخندد
چشمکی به من میزند که آمد؟؟

و من حیران شادیم را با پنجره تقیسم میکنم .

زدیدار دوباره ات 
پنجره حس پیغام دیدار است 
بیا که پنجره هم گرفتاراست 

ایراندخت  
(مامانم)

 

[ يکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ ] [ ۱۴:۳۹ ] [ soheil ]

[ ]

ارسال نظر


نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید