X
تبلیغات

زهی عشق


زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا

چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید

چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا

زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه

که جان را و جهان را بیاراست خدایا

زهی شور زهی شور که انگیخته عالم

زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا

فروریخت فروریخت شهنشاه سواران

زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا

فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم

ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا

ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون

دگربار دگربار چه سوداست خدایا

نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم

چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا

چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دل‌ها

غریبست غریبست ز بالاست خدایا

خموشید خموشید که تا فاش نگردید

که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا

مولانا محمد بلخی

[ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۴:۴۲ ] [ soheil ]

[ ]

نظرات :



صادق در 2 بهمن 1392 - 16:08 گفته :
بازم سلام.
خیلی هم زیبا
http://img.7setare.com/images/kcfze50r38sy4ou0iz1.jpg
پاسخ :
ممنونم از عکس


مهدی در 2 بهمن 1392 - 21:28 گفته :
این شعره رو چندسال پیش یاس با یه دختره فکر کنم اسمش سارا بود خونده بود..و من تازه امروز فهمیدم این شعره رو مولانا گفته....
ممنون
پاسخ : مهدی پیش خودمون بمونه منم دفه اول همون موقه شنیدمش
اسمش ساشا بود گویا


ارسال نظر


نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید